<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه علمی تخصصی فرهنگ پژوهش</JournalTitle>
				<Issn></Issn>
				<Volume>6</Volume>
				<Issue>شماره 14 و 15-  تابستان و پاییز 92</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>ss</ArticleTitle>
<VernacularTitle>نقد و بررسی فاعل بالعنایه از منظر روایات امام علی1</VernacularTitle>
			<FirstPage>3</FirstPage>
			<LastPage>26</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">22082</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;strong&gt;چکیده: &lt;/strong&gt;مسأله فاعلیت واجب تعالی یکی از مسائل مهم فلسفی است که هر مکتب فلسفی و حتّی کلامی درباره آن دیدگاهی مختص به خود دارد. مشّائین و در رأس آنها ابن­سینا، واجب الوجود را فاعل بالعنایه و علم قبل از ایجاد را علم عنایی می­دانند و معتقدند که این علم، حصولی و به شکل صور مرتسمه و لازمه ذات واجب است که منشأ آفرینش اشیاء می­باشد. این نظریه علاوه بر اینکه از ناحیه فیلسوفان مورد ایرادهایی قرار گرفته و آنان معتقدند که مشّاء با عرض خواندن صور مرتسمه، ذات واجب را از کمال علمی خالی می­کند که این محال است، همچنین ازسویروایات امام علی1 نیز مورد نقدهای جدّی قرار می­گیرد به گونه­ای که با آنها، ناصحیح بودن دیدگاه فاعل بالعنایه درباره واجب تعالی قابل اثبات است. بیشتر سخنان حضرت در این‌باره، فاعلیت واجب را با نحوه علم او پیوند زده و با تبیین آنها، تصوّرات ناصحیح و شبهات پیرامون فاعلیت و علم واجب را برطرف می­سازند. نقد بر دیدگاه مشّاء نیز از سه دسته از این روایات استنباط می­شود که در مجموع، این نظریه را شایسته مقام و مرتبه واجب نمی­دانند: دسته اوّل روایاتی است که بر خلاف مشّاء، علم حصولی را از واجب تعالی نفی می­کنند. دسته دوّم سخنانی است که با نفی احتیاج واجب به غیر، هر گونه الگو و مثال برای آفرینش موجودات را منتفی می­دانند، که از آنها می­توان نفی الگو و مثال بودن صور مرتسمه برای آفرینش را استنباط نمود. دسته سوّم نیز روایاتی است که می­گویند هیچ واسطه­ای بین واجب و معلومات او وجود ندارد، که با آنها می­توان دیدگاه فاعل بالعنایه را که واسطه بودن صور مرتسمه بین واجب و موجودات را ترسیم می­کند، نقد نمود. نقدهای مذکور، به روش استظهار واستنباط از روایات حضرت به دست آمده­اند و در مرحله تجزیه و تحلیل و مقایسه دیدگاه فاعل بالعنایه با آنها نیز، به شیوه تحلیلی- عقلی عمل شده است.
 </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">واژگان کلیدی: امام علی1</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">واجب الوجود</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ابن سینا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فاعل بالعنایه صور مرتسمه</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://fpq.bou.ac.ir/article_22082_b5036816f88a312338e5f4ae4b9adbd1.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه علمی تخصصی فرهنگ پژوهش</JournalTitle>
				<Issn></Issn>
				<Volume>6</Volume>
				<Issue>شماره 14 و 15-  تابستان و پاییز 92</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>ss</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی ارزش و کارایی «برهان قوه و فعل» در اثبات هیولای اولی</VernacularTitle>
			<FirstPage>27</FirstPage>
			<LastPage>48</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">22083</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;strong&gt;چکیده: &lt;/strong&gt;«برهان قوه و فعل» یکی از براهین مشهور ابن­سینا در اثبات هیولای اولی است.او با این برهان ثابت می­نماید که در اشیاء دو حیثیت واقعی وجود دارد؛ یک حیثیت آن است که به موجب آن، اشیا همان‌اند که هستند و آن حیثیت صوری آنها است و به موجب حیثیت دیگر، همان‌اند که می‌توانند شئ دیگر شوند که همان حیثیت هیولایی آنها است.
اما به نظر می­رسد با وجود اشکال­های متعدد و دیدگاه­های مخالفی که در برابر این برهان طرح گردیده لازم است که بار دیگر تحلیل وبررسی دقیق­تری در تبیین ارزش و کارایی این برهان، انجام گیرد.  لذا مقاله حاضر با طرح این سؤال که تا چه اندازه می­توان به کارایی و ارزش این برهان در اثبات هیولای اولی اعتماد نمود؟ به جستجوی پاسخ آن پرداخته و با نقد و بررسی اشکالات وارده بر این برهان، آن را در اثبات هیولای اولی کافی ندانسته و ارزشی نسبی و نه مطلق را برای این برهان قائل است.
 </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">واژگان کلیدی: هیولای اولی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جوهر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قوه و فعل</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ارزش و کارایی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ابن­سینا</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://fpq.bou.ac.ir/article_22083_18d8a1ab1081e072b5302472a7024f5b.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه علمی تخصصی فرهنگ پژوهش</JournalTitle>
				<Issn></Issn>
				<Volume>6</Volume>
				<Issue>شماره 14 و 15-  تابستان و پاییز 92</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>ss</ArticleTitle>
<VernacularTitle>نقش عقل در فهم دین از دیدگاه شیخ مفید و فیض کاشانی</VernacularTitle>
			<FirstPage>49</FirstPage>
			<LastPage>74</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">22084</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;strong&gt;چکیده: &lt;/strong&gt;نظام فکری شیخ مفید، کلامی عقل بنیاد است که درآن از راه احتجاجات عقلی، آموزه­های دینی تبیین می­شود. ایشان علاوهبر بهره­گیری از عقل در مباحث کلامی در مباحث نقلی نیز، مطابقت مفاد حدیث با عقل را ملاک صحّت حدیث و مخالفت مفاد آن را با عقل،ملاک ضعف و عدم صحت آن می­داند. ایشان فهم حدیث و درک لوازم آن را نیز بدون نظر عمیق و توجه دقیق عقلانی در آن امکان­پذیر نمی­دانند. از این رو شیخ مفید با اصحاب حدیث،به عنوان جریانی ظاهرگرا به مخالفت پرداخته است. شیخ مفید این رویکرد عقلانی خود را برخواسته از آموزه­های اصیل شیعی می­داندکه با پیروی از آنها،در پی انسجام و نظم هر چه بیشتر کلام شیعی برآمدند. همچنین فیض کاشانی به عنوان دیگر متکلّم برجسته شیعی،اندیشمندی است که به دین،نگاه عقلانی داشته و با استناد به آیات و روایات برای عقل جایگاه ومنزلتی والا قائل شده و آن را هم سوی شرع می­داند و بلکه در مواردی فهم شرع را نیز متوقف بر عقل می­داند.گرچه او در احکام عملی،شأن و منزلت صدور حکم را از عقل سلب کرده اما در عین حال بر خلاف اخباریون که برای عقل ارزشی قائل نیستند و تنها به ظواهر آیات وروایات توجه دارند،به روش عقلی در تبیین احکام نظری و اعتقادی دین وتفسیر آیات و روایات پرداخته و همت وتلاش خود را به این مسئله معطوف کرده است تا معرفت حاصل از طریق فلسفه را از طریق اخبار و احادیث تبیین نماید.
 </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">واژگان کلیدی: شیخ مفید</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عقل</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دین</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">استدلال</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فهم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">احکام عملی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">احکام نظری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فیض کاشانی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://fpq.bou.ac.ir/article_22084_2941be146a190dd18b4c3280207d3ffd.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه علمی تخصصی فرهنگ پژوهش</JournalTitle>
				<Issn></Issn>
				<Volume>6</Volume>
				<Issue>شماره 14 و 15-  تابستان و پاییز 92</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>ss</ArticleTitle>
<VernacularTitle>کیفیت حیات برزخی و ارتباط آن با دنیا از دیدگاه فلاسفه و متکلمین</VernacularTitle>
			<FirstPage>75</FirstPage>
			<LastPage>95</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">22085</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;strong&gt;چکیده: &lt;/strong&gt;پرونده‌ انسان با مرگ به طور کلی بسته نمی‌شود و چنین نیست که بین دنیا و آخرت، جدایی کامل، حکم­فرما باشد. لذا آثاری که انسان بعد از خود بر جای گذاشته و تأثیر اعمال دیگران در سرنوشت برزخیان از جمله دعای مسلمین و طلب استغفار تأثیری در تغییر وضعیت ارواح، خواهد داشت. طبق دیدگاه فلاسفه، عالم برزخ، عالمی مثالی است که زمان و مکان ندارد ولی دارای صور است و لذا روح بعد از مفارقت از این بدن خاکی دیگر از هرگونه ماده‌ای مجرد است و بدن برزخی او فقط صورت و شکل دارد نه جرم و ماده. و بنابر دیدگاه صدرا، بدن برزخی، برآمده از قوه‌ی خیال است. در مورد اختلاف احوال مردم در عالم برزخ، متکلمین قائل به وجود ارواح مومنین و کفار و مستضعفین بوده و معتقدند که ارواح مومنان در وادی­السلام و ارواح کفار در وادی برهوت به سر می‌برند و مستضعفین نه در زمره‌ مومنان و نه در زمزه کفارند. در رابطه با مکان قبر و برزخ نیز بین متکلمین اختلاف نظر وجود دارد. برخی امکان قبر را همین قبر خاکی می‌دانند ولی عده‌ای معتقدند که منظور از مکان قبر همان عالم برزخ است که فشار قبر بر همین بدن اصلی است و گروهی آنرا با زبان اعمال و رفتار خود انسان می‌دانند و برخی معتقدند فشار قبر، وارد بر روح در قالب جسم مثالی است.
متکلمین با استفاده از روایات به تایید ارتباط بین ارواح با عالم برزخ می‌پردازند و بیان می‌کنند که ملاقات اموات با خانواده و خویشان خود و تأثیر افعال ما بر سرنوشت برزخیان و همچنین استفاده‌ اموات از آثار ماندگار خود در دنیا از جمله امور قطعی است که دلایل روایی آن را تأیید می‌کنند. فلاسفه نیز به بیان ارتباط بین عوالم و وجود رابطهی علی و معلولی بین عوالم پرداخته‌اند.
 </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">واژگان کلیدی: برزخ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قبر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">موت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عالم مثال</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بدن برزخی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://fpq.bou.ac.ir/article_22085_dc64826ae5bec0173b9864018e0df491.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه علمی تخصصی فرهنگ پژوهش</JournalTitle>
				<Issn></Issn>
				<Volume>6</Volume>
				<Issue>شماره 14 و 15-  تابستان و پاییز 92</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>ss</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی انتقادی آراء ابن رشد و ابن سینا در بحث زیادت وجود بر ماهیت</VernacularTitle>
			<FirstPage>97</FirstPage>
			<LastPage>109</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">22086</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;strong&gt;چکیده: &lt;/strong&gt;سخنان ابن­سینا در بحث زیادت وجود بر ماهیت دو قسمت دارد. اول اثبات اینکهوجود غیر از ماهیت است و دوم اینکه نحوه ارتباط وجود و ماهیت در عالم خارج را تبیین کند. ابن­سینا درباره نکته اول معتقد است که ما به ماهیت خیلی از چیزها، علم داریم اما در وجود آنها شک داریم، همانطور که نسبت به موجود بودن بسیاری از چیزها یقین داریم. اما در حقیقت و چیستی آنها شک داریم و همین مسأله بیانگر این است که وجود غیر از ماهیت شیئ است. در مورد قسمت دوم نیز ابن­سینا معتقد است در عالم خارج وجود و ماهیت به یک وجود موجودند و منظور از عروض وجود بر ماهیت عروض تحلیلی و در مرتبه عقل است. یعنی عقل این قدرت را دارد که وجود را از ماهیت جدا کرده و بر آن حمل کند. ابن­رشد معتقد است اولا مسأله زیادت وجود بر ماهیت از جعلیات ابن­سیناست و دوما انتقاداتی بر این نظریه مطرح است. انتقاد اول این است که وقتی می­گویید وجود عارض بر ماهیت است اگر منظورتان از وجود یک معنای معقول ثانی منطقی باشد که تخصصا از بحث خارج است و مربوط به عالم ذهن است نه عالم خارج، اگر منظورتان از وجود یک معنای معقول اولی باشد که در این صورت نباید بر غیر از خودش حمل شود. پس نمی­تواند بر ماهیت هم حمل شود. علاوه بر اینکه عروض وجود بر ماهیت موجب تسلسل است زیرا طبق ادعای شما هر چیز که در عالم خارج موجود شود باید وجود عارض آن شود، پس به وجود ماهیت هم باید وجودی عارض شود و همینطور به وجودِ وجود ماهیت هم وجودی عارض شود و این امر تا بی نهایت ادامه یابد. دراشکال اول ظاهرا ابن­رشد معقولات را منحصر در معقولات اولی و معقولات ثانیه منطقی کرده است و از معقول ثانی فلسفی که عروض آن در ذهن و اتصافش در خارج است غفلت کرده و اگر وجود را معقول ثانی فلسفی دانستیم اشکال رفع خواهد شد. در مورد اشکال دوم هم ابن­سینا معتقد به عروض انضمامی خارجی نیست تا تسلسل را در پی داشته باشد بلکه ادعای او عروض در عقل یا عروض تحلیلی است و در عروض تحلیلی تسلسلِ مستحیل معنا ندارد.
 </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">واژگان کلیدی: ابن­رشد</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ابن­سینا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">وجود</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ماهیت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تسلسل</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://fpq.bou.ac.ir/article_22086_bd1a54ef9a40fe35dda0d5f39b5692ac.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه علمی تخصصی فرهنگ پژوهش</JournalTitle>
				<Issn></Issn>
				<Volume>6</Volume>
				<Issue>شماره 14 و 15-  تابستان و پاییز 92</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>ss</ArticleTitle>
<VernacularTitle>برهان معجزه در مسیر اثبات وجود خدا</VernacularTitle>
			<FirstPage>111</FirstPage>
			<LastPage>128</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">22087</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;strong&gt;چکیده: &lt;/strong&gt;فیلسوفان و متکلمان دین در دلالت و عدم دلالت معجزه بر وجود خداوند نظریات گوناگونی دارند. با پذیرش امکان و وقوع معجزه بر طریق نظام سبب و مسببی، به نام خرق ناموس طبیعت معرفی شده است. ابن­سینا با تأکید بر قوای نفس انسانی و تزکیه نفس، معجزه را تبیین کرده است. ملاصدرا نیز با تأکید بر نفوس در هیولای عالم جسمانی و با داشتن عقول پاک معجزه را پردازش کرده است. ابن­سینا و ملاصدرا معجزه را در مسیر اثبات وجود خدا، ثابت نمی­دانند. عمده متکلمان مسیحی حیطه معجزه را وسیع گرفته و هر آنچه که به عنوان امداد غیبی برای رفع مشکلات فردی و اجتماعی به صورت بارقه­های ذهنی به صورت ناگهانی تجلی شود، معجزه می­دانند. این طریق را مقدمه­ای برای اثبات وجود خدا مطرح می­کنند. گروهی از متکلمان مسیحی نیز در صدد رد معجزه بر آمده­اند. متکلمان اسلامی معمولا رابطه منطقی بین معجزه و اثبات وجود خدا را نمی­پذیرند؛ در این میان آیت الله جوادی آملی بر این باور است، اما مرحوم نراقی و مراغی رابطه منطقی را پذیرفته­اند.
واژگان کلیدی: معجزه ـ وجود خدا ـ ابن­سینا ـ ملاصدرا ـ جوادی آملی ـ نراقی ـ متکلمان مسیحی.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">واژگان کلیدی: معجزه ـ وجود خدا ـ ابن‌سینا ـ ملاصدرا ـ جوادی آملی ـ نراقی ـ متکلمان مسیحی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://fpq.bou.ac.ir/article_22087_ab468c916f93526d7f56d1bd6139f312.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه علمی تخصصی فرهنگ پژوهش</JournalTitle>
				<Issn></Issn>
				<Volume>6</Volume>
				<Issue>شماره 14 و 15-  تابستان و پاییز 92</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>ss</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تبیین و بررسی رابطه عقل و دین از دیدگاه کی‌یر‌کگور</VernacularTitle>
			<FirstPage>155</FirstPage>
			<LastPage>190</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">22088</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;strong&gt;چکیده: &lt;/strong&gt;مسئله «رابطه عقل و دین»، یکی از مباحث مهم جهان اسلام و مسیحیت به شمار می‌آید که همواره معرکه آراء متفکرین بوده و به شکل‌های گوناگون، در حوزه‌های متفاوت فکری با نام‌هایی همچون «رابطه عقل و وحی»، «رابطه عقل و ایمان» و «رابطه عقل و وحی» مطرح گردیده است. در میان اندیشمندان مسیحی، «سورن کی‌یرکگور»، ایمان‌گرایی و مخالفت با عقل را به شیوه افراطی، پایه ریزی نمود. بنیان فکری ایمان­گرایی وی، بر مخالفت با عقل و کوتاه نمودن دست آن از دخالت در دین، طرح‌ریزی گردیده است. به نظر کی‌یرکگور؛ اساس دین، شورمندی است و شورمندی دینی با عقل و تحقیقات آفاقی در تضاد است. مهم­ترین نقش در ایمان آوردن افراد را جهش و اراده شخصی افراد می­داند و می‌گوید: تکیه بر عقل و عقلانی کردن آموزه‌های دینی، باعث زوال دین می‌گردد و لذا در سه حوزه وسیع مسئله رابطه عقل و دین (نقش عقل در  اثبات دین، نقش عقل در تبیین دین  و نقش عقل در توجیه و دفاع از گزاره‌های دینی)، قائل به عقل‌ستیزی گزاره­های دینی است.
 </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کلید واژگان: عقل</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دین</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ایمان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کی‌یرکگور</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ایمان‌گرایی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اراده‌گروی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://fpq.bou.ac.ir/article_22088_b553fab9b7a76b37568f39b14287e7f8.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه علمی تخصصی فرهنگ پژوهش</JournalTitle>
				<Issn></Issn>
				<Volume>6</Volume>
				<Issue>شماره 14 و 15-  تابستان و پاییز 92</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>ss</ArticleTitle>
<VernacularTitle>خداشناسی از دیدگاه ملامحمدمهدی نراقی</VernacularTitle>
			<FirstPage>191</FirstPage>
			<LastPage>212</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">22089</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;strong&gt;چکیده: &lt;/strong&gt;مسئله اصلی این تحقیق عبارت است از «بررسی آثار و اندیشه‌های ملامحمدمهدی نراقی (ره) درباره خداشناسی». در این تحقیق با استفاده از روش تحلیلیـ عقلی به بررسی این مسئله پرداخته شده است. براساس یافته‌های تحقیق، علاوه بر نظریات و شیوه­های مشترک ایشان با متکلمین دیگر در اثبات مسائل اعتقادی- بهطورمثال استفادهایشانازبرهانامکانووجوببرای اثباتصانعکهشیوه غالب متکلمیننیزمی­باشد- با دیدگاه­ها و روش­هایی از این اندیشمند اسلامی در مباحث خدا شناسی مواجه می­شویم که برای اهل علم قابل توجه و تأمل می­باشد؛ ازجمله: اثباتصانعبی نیاز از دلیل، استفاده از برهان معجزه و برهان اجماع و اتفاق عقلاء برای اثبات صانع، روش بهکارگیری مثال و داستان برای تفهیم ادله و براهینو موارد دیگر. از سوی دیگر با توجه به بیان سادهمسائل اعتقادی از طرف این متکلم اسلامی و استفاده از امثله و حکایات، نظریات ایشان می­تواند مورد استفاده عامه مردم باشد و به استحکام پایه­های اعتقادی آنها بیانجامد.
 </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">واژگان کلیدی:اثبات صانع</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">برهانامکانووجوب</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">برهان نظم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">برهان معجزه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">برهان فطرت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ملامحمدمهدی نراقی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://fpq.bou.ac.ir/article_22089_e08b7fede68a2f7d73c198602ae2a224.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه علمی تخصصی فرهنگ پژوهش</JournalTitle>
				<Issn></Issn>
				<Volume>6</Volume>
				<Issue>شماره 14 و 15-  تابستان و پاییز 92</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>ss</ArticleTitle>
<VernacularTitle>سنت‌های الهی دنیوی ناظر به سرانجام انحرافات اخلاقی از دیدگاه قرآن</VernacularTitle>
			<FirstPage>213</FirstPage>
			<LastPage>238</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">22090</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;strong&gt;چکیده: &lt;/strong&gt;سنت­های الهی، قوانینی است که به وسیله آنها جهان اداره می­شود. بخشی از این سنت­ها، سنت­های الهی دنیوی ناظر به سرانجام انحرافات اخلاقی است که در ارتباط با کجروی­های اخلاقی انسان بوده، در مورد آنها جاری می­شوند. قرآن کریم به این سنت­های الهی، اشاره کرده است و در مورد سرانجام انحرافات اخلاقی، تعبیر به عاقبت سوء دارد. با رجوع به آیات قرآن و تفسیر آنها، جریان این سنت­ها در زندگی انسان، به دو بخش فردی و اجتماعی تقسیم می­شود که در بخش فردی، مهمترین سنت جاری الهی، سنت مؤاخذه الهی است. این سنت، دارای مصادیق فراوانی است که برخی از آنها مقارن با هلاکت و برخی دیگر ملازم با هلاکت هستند. سنت بی­اثر شدن اعمال، سنت دیگری است که در مورد افراد جاری است. در مورد اجتماع نیز سنت‌های مختلفی مانند مؤاخذه اجتماعی و جایگزینی جاری می­شود.
 </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">واژگان کلیدی: سنت­های الهی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">انحرافات اخلاقی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سرانجام</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مؤاخذه</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://fpq.bou.ac.ir/article_22090_56fe32ee4aed08bb399aca9068358a80.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه علمی تخصصی فرهنگ پژوهش</JournalTitle>
				<Issn></Issn>
				<Volume>6</Volume>
				<Issue>شماره 14 و 15-  تابستان و پاییز 92</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>ss</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی و نقد شبهات مربوط به رابطه دین و اخلاقاز نظر آیت الله مصباح یزدی</VernacularTitle>
			<FirstPage>239</FirstPage>
			<LastPage>260</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">22091</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;strong&gt;چکیده: &lt;/strong&gt;یکی ازمهم­ترین مباحث فلسفه اخلاق، بحث رابطه دین واخلاق است.این بحث از با سابقه­ترین مباحث فلسفه اخلاق به شمار می­رود و شاید بتوان آن را ازنخستین مسائل فلسفه اخلاق در یونان باستان به شمار آورد. نیز می­توان در میان اندیشمندان مسلمان مسئله دین واخلاق را از کهن­ترین و پرنزاع­ترین مسائل فلسفه اخلاق به شمار آورد، گرچه به این عنوان نبوده بلکه تحت عنوانی چون حسن و قبح افعال مطرح بود.به طور کلی همه دیدگاه­های مطرح شده را می­توان تحت سه دیدگاه کلیتباین، اتحاد، تعامل فرض کرد، عده­ای اعتقاد دارند که بین دین واخلاق تباین وجود دارد و بین آنها هیچ رابطه­ای نیست.برخی هم معتقدند که بین دین واخلاق اتحاد وجود دارد. برخی دیگر هم قائل به رابطه تعامل بین دین واخلاق می‌باشند.آیت الله مصباح یزدی نیز به عنوان یکی از اندیشمندان مسلمان در مورد رابطه دین و اخلاق اعتقاد دارند که دین و اخلاق از جهت مبنایی با هم اتحاد و وحدت دارند واین وحدت به شکل جزء و کل می­باشد. یعنی اگر دین را به عنوان یک کل در نظر داشته باشیم، اخلاق بخشی از ارکان اصلی این کل به حساب می­آید. اخلاق بخشی از دین است.زمانی که ما دین را تعریف می­کنیم واجزاءآن را بررسی می­کنیم، می­بینیم که اخلاق یکی از سه جزءدین است و اخلاق اگر بخواهد ثابت و بدون تغییر باشد ضامن لازم دارد و آن چیز غیر از توحید نمی­باشد و از طرف دیگر ایمان نیز بوسیله اخلاق کریمه حفظ می­شود.لذا نسبت به این دیدگاه اشکالاتیمطرح شده که از منظر استاد مصباح به آنها پاسخ خواهیم داد.
 </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">واژگان کلیدی:دین</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اخلاق</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رابطه دین و اخلاق وشبهات</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://fpq.bou.ac.ir/article_22091_2492af3116fb18f4ff7e7d51cd38d505.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه علمی تخصصی فرهنگ پژوهش</JournalTitle>
				<Issn></Issn>
				<Volume>6</Volume>
				<Issue>شماره 14 و 15-  تابستان و پاییز 92</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>ss</ArticleTitle>
<VernacularTitle>نسبت ماهیت تکنولوژیک سینما با دین</VernacularTitle>
			<FirstPage>261</FirstPage>
			<LastPage>291</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">22092</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;strong&gt;چکیده: &lt;/strong&gt;امروزه رسانه­های گروهیاز جمله سینما به عنوان محصولاتی از جهان مدرنیته شناخته می­شوند. برخی از صاحب نظران رسانه، این امر را به عنوان یکی از مولفه­های ذاتی سینما قلمداد نموده و برای آن آثار و پیامدهایی در نظر گرفته­اند که به کارگیری این رسانه را در خدمت به دین در عمل ناممکن و غیرمطلوب جلوه می­دهد. (که از آن به عنوان دیدگاه «ذاتگرایانه» یاد می­شود). در مقابل قائلین به دیدگاه «ابزارانگارانه» سینما را همچون ابزاری می­بینند که می­تواند در خدمت هر هدفی از جمله ترویج دین قرار گیرد. برخی صاحب­نظران نیز با نقد سخت­گیری دیدگاه ذاتگرایانه و نیز ساده­اندیشی ابزارانگاران، سینما را دارای اقتضائات و خواصی می­دانند که با تعدیل آنها امکان خدمتگزاری آن به دین فراهم خواهد آمد. در این مقاله که با روش اسنادی نگاشته شده است، نگارنده پس از نقل ادله قائلین به سه دیدگاه فوق در نهایت دیدگاه «اقتضاگرایانه» را به عنوان نظریه مختار مورد پذیرش قرار داده است.
 </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">واژگان کلیدی: ماهیت رسانه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رسانه­های تکنولوژیک</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دین و رسانه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اخلاق و رسانه</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://fpq.bou.ac.ir/article_22092_40f4bf9199fd95b50274e7636203e69e.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه علمی تخصصی فرهنگ پژوهش</JournalTitle>
				<Issn></Issn>
				<Volume>6</Volume>
				<Issue>شماره 14 و 15-  تابستان و پاییز 92</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>ss</ArticleTitle>
<VernacularTitle>اثبات بایستگی رویکرد فلسفی در فهم معارف اعتقادی دین بر پایه ممنوعیت تقلید در اعتقادات</VernacularTitle>
			<FirstPage>129</FirstPage>
			<LastPage>153</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">22268</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;span class=&quot;fontstyle0&quot;&gt;کیده: &lt;/span&gt;&lt;span class=&quot;fontstyle2&quot;&gt;زض اٗی پػٍّف تلاـ قسُ اؾت یوی احجبت هوٌَؾ٘ت تمل٘س زض اؾتمبزات، ثِ اٗی هْن ًبئل گطزز وِ&lt;br /&gt;اؾبؾب ضٍٗىطز ثزب ٍ قبٗؿتِ زض فْن هؿبضف اؾتمبزِٕ زٗی، اتربش ضٍـ ثطّبًٖ ثب هحتَاٖٗ ّؿتٖ قٌبذتٖ اؾت&lt;br /&gt;وِ ّوبى فلؿفِ اٍلٖ تلمٖ هٖقَز. اٗی پػٍّف زض ًگبُ ث٘طًٍٖ تَرِ٘ ؾملٖ ٍ زض ًگبُ زضًٍٖ رَاظ قرطؾٖ ضا&lt;br /&gt;هَضز ثحج لطاض هٖزّس. ثط ّو٘ی اؾبؼ زض یوی ثحرج، یروی البهرِ ازلرِ ؾملرٖ ثرط هوٌَؾ٘رت تمل٘رس زض&lt;br /&gt;اؾتمبزات، تَرِ٘ ؾملٖ آى ضا ًفٖ وطزُ ٍ ؾپؽ ثب ثطضؾٖ ٍ البهِ ازلِ ؾوؿٖ ٍ ًملٖ زٗی، ثِ رَاظ ٍ ؾسم رَاظ&lt;br /&gt;تمل٘س زض اؾتمبزات اظ ًگبُ زٗی پطزاذتِ قسُ اؾت ٍ زض ًْبٗت ثِ ثطذٖ اظ اّن قرجْبتٖ ورِ ثرط هرسؾبٕ ؾرسم&lt;br /&gt;تَرِ٘ ٍ رَاظ تمل٘س زض اؾتمبزات ٍاضز قس،ُ پبؾد زازُ قسُ اؾت. زض اٗی تحم٘ک، اظ ؾَٖٗ ثط ؾسم تَرِ٘ ؾملرٖ&lt;br /&gt;تمل٘س زض اؾتمبزات اؾتسلال هٖگطزز ٍ اظ ؾَٖٗ زٗگط، ؾسم رَاظ تمل٘س ً٘ع هَضز تَرِ لطاض هٖگ٘طز ٍ ثط پبِٗ اٗی&lt;br /&gt;هوٌَؾ٘ت تمل٘س ٍ لعٍم اؾتسلالٖ ثَزى ؾمبٗس، ثِ احجبتِ یطٍضتِ اتربشِ ضٍٗىطز فلؿرفٖ رْرت تحهر٘ل اؾتمربز&lt;br /&gt;ًؿجت ثِ گعاضُّبٕ اؾتمبزٕ زٗی هٖپطزاظز. ضٍـ تحم٘ک زض اٗی پػٍّف، تحل٘لٖ ر ؾملٖ اؾت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ٍاغگبى ول٘سٕ: فلؿفِ اٍل</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ٖ تمل٘س</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اؾتمبزات</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تؿمّل</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://fpq.bou.ac.ir/article_22268_5693b0511816eb8f9b4e148e5226d945.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
