مقایسه رشد اخلاقی از دیدگاه علامه طباطبایی و کولبرگ

نوع مقاله: فلسفی کلامی

چکیده

چکیده
اخلاق یکی از اساسی­ترین مسائل مورد توجه انسان­ها در طول تاریخ بوده و مراحل، شیوه­ها و اهداف دستیابی آن همواره مورد بحث و دقت نظر قرار گرفته است؛ رشداخلاقی از جمله مسائلی است که در روانشناسی از آن بحث به میان آمده و روانشناسان در صدد بررسی رشد انسان در جنبه­هایی از شناخت، رفتار و عواطف که به کمال انسان در زندگی منجر شده و تنها با افعال اختیاری او مرتبط بوده، می­باشند و در این زمینه دیدگاه‌های متفاوتی ارائه شده است که دیدگاه رشد اخلاقی کولبرگ از جمله مهم‌ترین نظرات در این زمینه بوده و سالیان زیادی است که مورد توجه قرار گرفته و براساس آن عمل می­شود. کولبرگ رشد اخلاقی در افراد را بر اساس شناخت و قضاوتی که افراد در مورد رفتارهای اخلاقی دارند، به سه سطح پیش قراردادی؛ قراردادی و فراقراردای تقسیم کرده که هر کدام از این سطوح، خود دارای دو دوره می­باشند و معتقد است که ورود به مرحله بعدی بدون طی کردن مراحل قبل امکان پذیر نبوده و غالب مردم از سطح دوم تجاوز نمی­کنند و تنها بخش بسیار اندک و شاید هیچ کس به آخرین مرحله رشد اخلاقی دست نیابد،از سویی واکاوی اندیشه‌های علامه طباطبایی پیرامون این موضوع حاکی از آن است که ایشان رشد اخلاقی در انسان‌ها را با توجه به مسلک و مبنایی که در مورد اخلاق پذیرفته­اند در سه مرحله منفعتیابی اجتماعی، منفعت یابی اخروی و رشد توحیدی می‌داند؛بررسی و تطبیق ایندو دیدگاه حاکی از آن است که نظر ارائه شده توسط کولبرگ، رشد اخلاقی انسان را محدود به اخلاق اجتماعی کرده و به نقش رضایت خداوند به عنوان محور عالم هستی توجهی ننموده است، چرا که به نظر علامه طباطبایی، عالی­ترین مرتبه و مرحله رشد اخلاقی، مرحله­ای است که فرد بدون در نظر گرفتن منافع مادی دنیوی و حتی منافع معنوی اخروی، تنها به خاطر رضایت و خشنودی خداوند، اقدام به رفتاری نماید.
 

کلیدواژه‌ها