بررسی انتقادی آراء ابن رشد و ابن سینا در بحث زیادت وجود بر ماهیت

نوع مقاله: فلسفی کلامی

چکیده

چکیده: سخنان ابن­سینا در بحث زیادت وجود بر ماهیت دو قسمت دارد. اول اثبات اینکهوجود غیر از ماهیت است و دوم اینکه نحوه ارتباط وجود و ماهیت در عالم خارج را تبیین کند. ابن­سینا درباره نکته اول معتقد است که ما به ماهیت خیلی از چیزها، علم داریم اما در وجود آنها شک داریم، همانطور که نسبت به موجود بودن بسیاری از چیزها یقین داریم. اما در حقیقت و چیستی آنها شک داریم و همین مسأله بیانگر این است که وجود غیر از ماهیت شیئ است. در مورد قسمت دوم نیز ابن­سینا معتقد است در عالم خارج وجود و ماهیت به یک وجود موجودند و منظور از عروض وجود بر ماهیت عروض تحلیلی و در مرتبه عقل است. یعنی عقل این قدرت را دارد که وجود را از ماهیت جدا کرده و بر آن حمل کند. ابن­رشد معتقد است اولا مسأله زیادت وجود بر ماهیت از جعلیات ابن­سیناست و دوما انتقاداتی بر این نظریه مطرح است. انتقاد اول این است که وقتی می­گویید وجود عارض بر ماهیت است اگر منظورتان از وجود یک معنای معقول ثانی منطقی باشد که تخصصا از بحث خارج است و مربوط به عالم ذهن است نه عالم خارج، اگر منظورتان از وجود یک معنای معقول اولی باشد که در این صورت نباید بر غیر از خودش حمل شود. پس نمی­تواند بر ماهیت هم حمل شود. علاوه بر اینکه عروض وجود بر ماهیت موجب تسلسل است زیرا طبق ادعای شما هر چیز که در عالم خارج موجود شود باید وجود عارض آن شود، پس به وجود ماهیت هم باید وجودی عارض شود و همینطور به وجودِ وجود ماهیت هم وجودی عارض شود و این امر تا بی نهایت ادامه یابد. دراشکال اول ظاهرا ابن­رشد معقولات را منحصر در معقولات اولی و معقولات ثانیه منطقی کرده است و از معقول ثانی فلسفی که عروض آن در ذهن و اتصافش در خارج است غفلت کرده و اگر وجود را معقول ثانی فلسفی دانستیم اشکال رفع خواهد شد. در مورد اشکال دوم هم ابن­سینا معتقد به عروض انضمامی خارجی نیست تا تسلسل را در پی داشته باشد بلکه ادعای او عروض در عقل یا عروض تحلیلی است و در عروض تحلیلی تسلسلِ مستحیل معنا ندارد.
 

کلیدواژه‌ها