فلسفـه تـاریخ یعقوبـی

نوع مقاله: فلسفی کلامی

چکیده

چکیـده
یعقوبی، یکی از مورخان بزرگ اسلامی در قرن سوم هجری است که در تاریخ عمومی
کتابهایی را تألیف کرده است و به قول روزنتال ( ،1365ص ،)155نخستین نوع از
انواع سهگانۀ تواریخ عالم، تاریخ یعقوبی است. وی به عنوان یک تاریخنگار مسلمان،
نه تنها صرفاً تابع سنّت پیشینیان خود نبوده است، بلکه در جای خود، در سپهر فرهنگ
اسلامی تا مقام یک ّ مورخ مبدع نیز اوج گرفته است. به کارگیری شیوههای نه چندان
ّ رایج و اما علمی در قلمروی تاریخنگاری، یعقوبی را در سطح تاریخنویسان عالیقدری،
چون مسعودی و ابنمسکویه قرار داده است (حضرتی، ،1380ص.)1
پرسش علمی مقالۀ حاضر این است که آیا یعقوبی، نگاه خاصی به تاریخ و جایگاه آن
نسبت به سایر علوم دارد، یا خیر؟ آیا به تاریخ به عنوان علم مینگرد یا خیر؟ هدف
او از تاریخنگاری چه بوده است؟ به عبارت دیگر، به دنبال آن هستیم تا بدانیم که آیا
ای ّ ن مورخ بزرگ، در کتاب تاریخی خود، یعنی کتاب تاریخ یعقوبی، توجه خاصی به علم
تاریخ دارد یا خیر؟ همچنین میخواهیم این کتاب را از زاویۀ ّ توجه مورخ آن به علم
تاریخ بررسی کنیم تا بدانیم که یعقوبی چه جایگاهی برای تاریخشناسی قائل است.
در واقع، این پژوهش سعی دارد که فلسفۀ علم تاریخ را از دیدگاه یعقوبی مورد بررسی
قرار دهد.

کلیدواژه‌ها