بررسی مبانی نظری سعادت از دیدگاه توماس آکوئیناس

نوع مقاله: فلسفی کلامی

نویسنده

دانشجوی ارشد

چکیده

 
بحث سعادت و شقاوت یکی از مباحث مهم دینی و فلسفی و کلامی و اخلاقی است که از روزهای نخستین هستی بشر، ذهن بشر را به خود مشغول کرده است. در این نوشتار مبانی فلسفی و کلامی توماس آکوئیناس درتحلیل سعادت و شقاوت مورد بررسی قرار می‌گیرد. توماس آکوئیناس هستی را متشکل از گیرنده و دهنده می‌داند که دهنده علت هستی بخش و گیرندگان مخلوقات هستی هستند که مراتب هستی را تشکیل داده‌اند، ایشان نفس را جوهری مستقل می‌داند که قوا و نیروهای بدن در ارتباط و هماهنگی  با او هستند، از نظر ایشان انسان، دارای سرشتی خاص است که دارای گرایشات فطری و موجودی مختار است که با اراده و اختیار امور خود را تدبیر می‌کند و به سوی سعادتی که از راه شناخت و عشق به خدا به دست می‌‌آید در حرکت است. چنین نگاهی بازتاب‌های اخلاقی تربیتی خاصی را در پی دارد که در سایه آن می‌توان به سعادت دنیوی و سعادت کامل اخروی که همان رویت الهی است، دست یافت.
 
مصداق سعادت در توماس آکوئیناس رؤیت ذات الهی در جهان آخرت و راه رسیدن به آن کسب فضایل اخلاقی وعقلانی و شناخت ومعرفت و عشق به خداوند می‌باشد.
 

کلیدواژه‌ها