الزام سیاسی در فلسفه سیاسی اسلام

نوع مقاله: سیاسی

نویسنده

دانشگاه

10.22081/fpq.2018.66697

چکیده

الزام سیاسی در عمدة متون و نوشته‎ها در ضمن بحث مشروعیت سیاسی مورد بحث قرار می‏گیرد. چرایی اطاعت‏پذیری و اینکه «چرا انسان‏ها باید از حاکم در جامعه اسلامی اطاعت کنند؟» از منظر فلسفه سیاسی اسلام با روشی توصیفی تحلیلی پاسخ داده می‏شود. توجیه الزام سیاسی در نظام‏های سیاسی گوناگون متفاوت است. هر نظامی بر اساس اعتقادات و اهدافی که از زندگی اجتماعی سیاسی دنبال می‏کند به نحوی این مسئله را توجیه می‎‏کند. دیدگاه‏های غیر دینی با اصولی مانند قانون طبیعی یا اراده انسانی در قالب؛ اختیارگرایی، غایت‏گرایی و وظیفه‏گرایی و در مقابل دیدگاه‏های مبتنی بر حاکمیت الهی با تاکید بر مرجعیت الهی در صدد توجیه و تبیین اطاعت‏پذیری از حاکم می‏باشند. رویکردهای مذهبی به ویژه اسلامی، الزام سیاسی را در قالب یک اندیشه‏ی وحیانی و مدعی سیاست ارایه می‏کنند و عمل درست را با توجه به محتوای دینی توجیه می‏کنند، در چنین حالتی الزام سیاسی به گونه‏ای الزام دینی می‏باشد؛ یعنی تعهد و تکلیف فرد به متابعت از حاکمیت الهی و قوانینی که از سوی یک مرجع ماورایی طبیعی و توسط واسطه‏ای به مردم ابلاغ گشته است. در فلسفه سیاسی اسلام، با بیان مبانی؛ خداشناسی، انسان‏شناسی و فرجام‏شناسی و گره زدن آْن‏ها به یکدیگر لزوم اطاعت از حاکم الهی اثبات می‏شود. با توجه به خصوصیات انسانی و اجتماعی نوع بشر، اثبات حقانیت حاکمیت الهی با براهین عقلی و سعادت‏طلبی ذاتی انسان‏ها اثبات می‏شود. به دنبال توجیه لزوم اطاعت‏پذیری و الزام سیاسی در برابر حاکم الهی، ثمرات و آثار فراوانی در ابعاد فردی و اجتماعی زندگی انسان برای او اثبات می‏گردد. به این ترتیب است که انسان به رغم خصلت آزادی‏خواهانه و میل و گرایش طبیعی به آزادی، خودخواسته و با میل باطنی، خویشتن را در چارچوب این الزامات که به ظاهر نوعی محدودیت است قرار می‏دهد.

کلیدواژه‌ها